به گزارش خبرنگار پایگاه خبری اخبار ملکان به نقل از دفاعپرس، وحدت و همبستگی ملت ابران در مقابله با تجاوز رژیم بعثی به کشورمان، قابل تحسین است؛ مردان و زنانی که در مقابل تجاوز بیگانه، با تمام وجود دفاع کردند و هدف آنان تنها حفظ اعتقادات و سرزمینشان بود. این مجاهدان، مردان بزرگی بودند که با انگیزههای الهی، به میدان نبرد رفتند.
شهید «زلفعلی رضایی» با اینکه سن و سال چندانی نداشت، برای اینکه به همگان ثابت کند که مرد شده و توانایی دفاع از خاک کشورش را دارد، عازم جبهه شد و جانانه با دشمن جنگید.
زندگینامه شهید «زلفعلی رضایی»
«زلفعلی رضایی» متولد دوم آذر سال ۱۳۴۳ در روستای «میدانجوق» ملکان متولد شد. وی دوران ابتدایی را در آموزشگاه «دهخدا» زادگاهش تا پایه چهارم ادامه داد و کلاس پنجم را در مدرسه «هدایت» ملکان سپری کرد. اول راهنمایی را نیز در مدرسه شبانه درس خواند و بعد از آن بهصورت روزانه تا پایه دوم راهنمایی در آموزشگاه «۲۲ بهمن» ادامه تحصیل داد.
براساس روایت دوستان زمان مدرسهاش، «زلفعلی» مودب، مهربان و کمحرف بود. زمان نماز، سعی میکرد زودتر از همه در صف اول بایستد و زمانی هم که در کلاس دوم راهنمایی درس میخواند، اتفاقی رخ داد و مقدمات حضورش در جبهه فراهم شد؛ ماجرا از این قرار است که یکی از دانشآموزان چیزهایی روی تخته سیاه نوشته بود که خوشایند معلم و مدیر مدرسه نبود. نوشتن این عبارات را به «زلفعلی» نسبت میدهند و او نیز بارها انکار میکند. وی که نمیدانست چگونه از این اتهامات تبرئه شود، رو به دانشآموزان کرده و میگوید «من ثابت میکنم که این کار را نکردهام. این عمل از یک آدم ترسو سر میزند نه از یک آدم شجاع. برای اینکه ثابت کنم عاقل هستم و مرد شدهام، در اولین فرصت به جبهههای نبرد اعزام خواهم شد». دانشآموزان بهخاطر این حرف، او را مسخره میکنند؛ ولی «زلفعلی» با پیوستن به رزمندگان اسلام در جبههها، ثابت کرد که مرد شجاعی شده است.
تمامی اعضای خانوادهاش با جبهه رفتن «زلفعلی» مخالفت کردند. هرچقدر با وی حرف زدند که تو هنوز سنت به این کارها قد نمیدهد، قبول نکرد. از طرفی استخاره هم گرفتند و خوب آمد؛ بنابراین دوره آموزشی لازم را در مراغه گذراند و سوم فروردین سال ۱۳۶۱ به جبهه اعزام شد.
مدتی بعد از رفتن «زلفعلی» به جبهه، از او خبری نشد، دوستانش میآمدند و میرفتند؛ ولی از وی خبری نشد تا اینکه «جلال جعفری» از همرزمانش به مرخصی آمد و خبر آورد که «زلفعلی» در منطقه بستان با آنان بود، ولی بعد از آن، دیگر او را ندیدند. شهادت وی در تاریخ ۲۲ اردیبهشت در منطقه «شلمچه» اتفاق افتاده بود و پیکر مطهرش بعد از حدود چهار سال، با تلاشهای ایثارگران گروه تفحص پیدا شد و برای بار دوم در مورخه ۲۶ اسفند سال ۱۳۶۵ با شکوه خاصی تشییع و خاکسپاری شد.
انتهای پیام/
https://akhbaremalekan.ir/?p=14429
«زلفعلی رضایی» متولد دوم آذر سال ۱۳۴۳ در روستای «میدانجوق» شهرستان ملکان است که علیرغم سن و سال کم، عازم جبههها شد و ۲۲ اردیبهشت سال ۱۳۶۱ در ۱۸ سالگی شربت شهادت را نوشید.









حسن رضایی
باسلام و عرض خسته نباشید
بنده حقیر برادر زاده شهید زلفعلی رضایی هستم
در زندگینامه آن شهید طوری که نگارش کردید اینطور است که بخاطر یک حرف کوچک در مدرسه و فقط بخاطر اثبات شجاع بودنش به همسن و سالانش به جبهه اعزام شده در حالی که درجه رفیع شهادت والاتر از این هاست و هرکسی به این درجه نمیرسد مگر آنکه پاک باشد و خداوند نیت خیر برایش بکند
از شما تقاضا دارم زندگی نامه اش را همانطور که در کتاب ذکر شده بنویسید ممنون از شما
تصویر کتاب زندگی نامه : https://s6.uupload.ir/files/20231127_140738_0dqv.jpg
متن را برایتان تایپ میکنم :
بنام خدا
در تاریخ ۱۳۴۳/۹/۲ در روستای میدانجوق دیده به جهان گشود شهید پس از گذراندن دوره ابتدایی در دبستان دهخدای میدانجوق به مدرسه راهنمایی ۲۲ بهمن در شهرستان ملکان تا مقطع دوم راهنمایی مشغول به تحصیل میشود و در حین تحصیل علاقه خاصی به انقلاب و روحانیت داشت و روحیه بیش از حدی برای جبهه رفتن جهت نبرد با دشمن داشت و در زمان محصلی همیشه در تظاهرات شرکت میکرد و فردی مؤمن متعهد و نماز خوان بود و همیشه موقع نماز جماعت در مسجد شرکت می کرد و به قدری با پدر و مادرش مهربان بود و مطیع فرمان خانواده اش بود که پدرش در همه جا ایشان را یک الگو برای هم سن و سالهایش یاد می کرد بنابراین روحیه ایشان قبل از اعزام و هنگام عزیمت به جبهه خیلی در سطح بالایی قرار داشت و همیشه از مرگ صحبت میکرد اما مرگ در راه خدا ایشان برای تحقق آرزوی خودش تنها یک بار بصورت بسیجی به جبهه اعزام شده بود که در عملیات رضمان در منطقه خرمشهر (شلمچه) در تاریخ ۶۱/۲/۲۲ درجه رفیع شهادت نائل آمده و شربت شهادت را نوشید و آخرین پیام شهید به خانواده اش این بود که همیشه در فکر انقلاب باشید و پشتیبان ولایت فقیه باشید تا اینکه به مملکت دین و قرآن و ایثار و شهادت آسیبی نرسد